X
تبلیغات
دل نوشته های بارانی

دل نوشته های بارانی

دلم نه عشق میخواهد

نه دروغ های قشنگ

نه ادعاهای بزرگ

نه بزرگ های پر ادعا!

دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد و یک دوست..

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 11:20 توسط الهه |


بی حس شده ام از درد !

از بغــض !

فقط گاهـی

خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را...


+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 17:12 توسط الهه |


 بـــــــدترین کـــــــاری که یه نفــــــر می تــــــونه با دلــــــت بکنــــــه


اینــــــــه کــــــــه باعــــــــث بشــــــه . . . دیگـــــــــه ذوق نکنــــــی

از بــــــودن هیچـــــــکس    

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 9:10 توسط الهه |


حــالـــم خـــوب نــیــســت !


گــونــه هــایـــم مــیــســـوزد


برای گــریــه کــردن راهـــی تــازه یـــافــتــه ام


اشـــکـــهــایـــم را ایــن بــار روی دلـــم مـــیــریــزم


بــا یــک تــیــر دونـــشـــان مــیـــزنـــم !


هــم کـــســـی گـــریـــه ام را نــمـــی بــیــنـــد ،


هــم دلـــم خـــنـــک مـــی شــــود...


+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392 21:15 توسط الهه |


این روز هــا که از کنار من رد میشوی

احتیــــــــاط کن

هـــــــزاران کـــارگر در من مشــغول کـــارند ....

روحیــــه ام در دســــت تعمـــیر است....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 9:38 توسط الهه |


گاهی از خیال من گذر می کنی …


بعد اشک می شوی …


رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 19:7 توسط الهه |


دست به صورتم نزن

می ترسم بیفتد..

نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد ..

سیل اشک هایم تو را با خود ببرد ..

و باز ..

من بمانم و تنهایی


+ نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1392 10:35 توسط الهه |




ﺍﻳـــﻦ ﺭﻭﺯﻫــــﺎ ﻓـﻘــﻂ



ﻣـــﻲ ﺧـــﻮﺍﺑـــــﻢ ﮐــــﻪ ﺑﻴـــــﺪﺍﺭ


ﻧﺒــــﺎﺷــــﻢ !!!


ﺗﺎ ﻧﺒﻴﻨﻢ ...


ﻧﺸﻨﻮﻡ ...


ﺣﺲ ﻧﮑﻨﻢ ﺑﻲ ﻣﻬﺮﻱ ﻫﺎ ﺭﺍ ...


ﺩﻭ ﺭﻭﻳﻲ ﻫﺎ ...


ﺳﺮﺩﻱ ﻫﺎ ... ﺑﻲ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﮔﻲ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻭ ..

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391 18:48 توسط الهه |


به شانه های سست باد منم که تکیه داده ام

به این دوچشم بی گناه عذاب گریه داده ام

منم که از کوه خودم، همیشه کاه ساختم

برگ برنده داشتم ولی همیشه باختم

من از تمام آسمان به یک ستاره دلخوشم

تویی که طول می کشی، منم که وقت می کشم

نگاه کن صداقتم اسیر صد فریب شد

دل من از هرچه که بود همیشه بی نصیب شد

صبح ندیده عمرمان، زود غروب می شود

تو خوب زندگی کن و ببین چه خوب می شود

کسی برای عاشقی حکم قفس نمی دهد

جرم نکرده آدمی تقاص پس نمی دهد

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 20:45 توسط الهه |


ای کاش

یکی بیاید

که وقت رفتن

نرود ....

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391 8:20 توسط الهه |


دلتنگ می شوم و تو را بغض می کنم

با فکر ناتمام شما بغض می کنم

تکرار می شوم و به فردا نمی رسم

مبهوت مانده ام که چرا بغض می کنم؟

 پایان قصه ها که همیشه کلاغ نیست

شاید مسافری که تو را ... بغض می کنم

بیگانه ای درون خودم ضجه می زند

با اسم من برای شما... بغض می کنم

یلدای سرد غربت من چند ساله شد

فریاد می زنم که "خدا..." بغض می کنم

شعری که سال ها به تو پیوند خورده بود

خشکیده کنج خاطره ها... بغض می کنم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 11:53 توسط الهه |


آقاجان ، خسته ایم از دروغ ها و نیرنگ ها و فریب ها،

خسته ایم از وعده و وعیدها و ریاکاری ها و تبعیض و فساد و

بی عدالتی هایی که در پوشش دین و به نام اسلام انجام می شود

بیا و مزه شیرین اسلام واقعی و عدالت و

مهربانی جدت امیرالمومنین(ع) را به ما بچشان


بیا که جانمان بر لب رسیده !!!


+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391 9:50 توسط الهه |


گــــاه دلتنگ می شــــوم!

دلتنگ تر از همه دلتنگی ها...

گوشه ای می نشینم و حسرت ها را می شمارم.

و باختن هـــا و صدای شکستن هــــا را

نمی دانم من کدامین امید را نا امید کردم!

کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم!

کــه چنین دلتنگـــــــــم

دلتنگـــی همیشه در ندیدن نیســـت!!!

لحظه های دیدار با همه ی زیبایی گاه پر از دلتنگی اند.

که مبادا دیدار شیرین امروز خــــاطره تلخ فردا باشد ...

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 20:24 توسط الهه |


قبـــول دارم

کـــهنه شـــده ام

آنـــقدر کــهنه

کــه می شــود روی گردو خـــاک تنـــم یــادگــاری نــوشت...

بنویس و بگذر...!!!


+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1390 14:39 توسط الهه |


هـــر وقتــــ کــم مــی آورمـــ
 
مــی گــویــمـــــــ
 
اصــلــا مــهـمـــ نیــستــــ !
 
امـــا تــو کـــه مــی دانــی نـبـــودنــتــــ چــقــدر مـــهمـــ استــــ ...
 
دیــده ای شــیشــه هـای اتــومبــیل را
 
وقـــتــی ضربـــه ای مـــی خــورنـد و مـــی شــکنـنـد ! ؟
 
دیــده ای شـیشــه خــرد مــی شــود ولــی از هــم نمــی پاشــد ! ؟
 
ایـــن روزهـــا همـــانــ شــیشــه امــــ ؛
 
خــرد و تــکـه تــکــه ،
 
از هــم نـمـــی پــاشـمــ ...
 
ولـــی شــکـستـــه امــ ...
 
بــاور کــن


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390 11:47 توسط الهه |


آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته اش گفتم که...

وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...

ارزان تـر از آنچــه فکــرش را بکنی بـــودیــ ؛

امـــا بــرای مــن .. گـــــرانــ تمــام شدیــ!

دیر کرده ای

ساعت دلهره ام

میزان است

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390 22:11 توسط الهه |


چـقـدر سـرد اسـت

وقـتـی مـی خـوآهـمـت

و نـیستـی...

 

untitled3300.jpg

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390 13:48 توسط الهه |


نگران نباش !

کم کم یاد می گیرم

احساسم را گل بگیرم

و از تو یک مجسمه گلی ...

بسازم درون خودم

و به جای خودت

تندیست را بپرستم

به رسم بت پرستان کوفی ....

b2025af5b9916710b40ca79501ed80bf-300

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390 20:23 توسط الهه |



دلتنگت هستم ....

و این خط غریب ....

و این چشمان خسته ....

و این دست های مهربان .....

عجیب بیقراری می كنند .....

عجیب دلتنگت هستم و می دانم كه اگر لبخند بر لب های تو بدرخشد

قدم هایم پرواز می آموزند ....

و دلتنگ تر می شوم ....

از این انتظار فرسوده كننده

كه

گریزی ندارد .... !

تنها مانده ام و غریبانه

خاطرات مكررمان را دوره می كنم ....

و به یاد می آورم که

شیرینی بودنت را نباید فراموش کنم..

از تو چه پنهان خوب من :

من جز تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو همه چیز را فراموش كردم

د...ل....ت....ن.....گ....ت....م

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 13:1 توسط الهه |


همه ی این نوشته ها با قلم دل خود نوشتم

وبر صفحه ی روزگار خود حک کردم

چرا همیشه دل بستن آغاز دل شکستن است

ولی دل شکستن پایان تنهایی نیست؟

قصه ی ما آدما با عشق شروع میشه

ولی چرا در بین آدما عشق معنی ندارد

و فقط اسمی ست  که بر زبان می آورند وهیچ اعتقادی بدان ندارند.

زندگی قصه عجیبیه گاهی رسیدن وگاهی نرسیدن

گاهی رفتن وگاهی ماندن و سوختن!

گاهی به ظاهر رسیدن

اما اگر خوب نگاه کنی این رسیدن ها آغاز نرسیدن است.


فرق بین رسیدن ونرسیدن فقط یک حرف است(ن)

اما تاوانش شکستن دل است. که اگر شکست دیگر شکسته...............

+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390 12:54 توسط الهه |


X

****************************** هفته سوم اردیبهشت 1392

هفته چهارم فروردین 1392
هفته دوم فروردین 1392
هفته اوّل فروردین 1392
هفته سوم اسفند 1391
هفته دوم بهمن 1391
هفته اوّل آذر 1391
هفته چهارم خرداد 1391
هفته دوم خرداد 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته سوم آذر 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته سوم مرداد 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته چهارم تیر 1390
هفته سوم تیر 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته چهارم بهمن 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته اوّل آذر 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
آرشيو



******************
Amar